پيام
+
© خواهر اوشين در عمليات مرصاد http://www.emtedadmags.com/article.asp?Art=725

كوثرانه
89/3/21
مرصاد
آخرين روزاي عمليات مرصاد سپري شده بودند. نفس منافقين كوردل داشت قطع ميشد. بچههاي گردان روحالله داشتند آماده ميشدند بروند كمك بچههاي گردان امام سجاد(ع). تازه از مانور عملياتي برگشته بوديم وخسته وكوفته ودلخور از اينكه نتوانستيم برويم غرب، توي چادرهاي پادگان انديمشك لميده بوديم. اخبار ساعت8 شب را ازبلندگوي گردان شنيديم. كتري بزرگ روي اجاق داشت ميجوشيد. خوردن يك شيشه مرباخوري چايي آتشي جان ميداد
مرصاد
شنبهها بعد از خبر، سريال ژاپني «سالهاي دور از خانه» پخش ميشد. بلندگوي تبليغات گردان روشن شد و صداي برادر كافشاني (از بچههاي تبليغات گردان) حالي حسابي به بچههاي گردان داد. آقاي كافشاني با لحني آرام و پرهيجان اعلام كرد: برادراني كه ميخواهند سريال خواهر اوشين را تماشا كنند، به حسينيه گردان!
صداي انفجار خنده بچههاي رزمنده بود كه به هوا بلند شد
گلي از بهشت
سلام اين مطلب را از مجله امتداد گرفته بودييد يا مجله امتداد از شما
مرصاد
مگه فرقى هم ميكنه .. در هر صورت جفتش دوتاست lol
مرصاد
ولى از لينك پيام معلومه كه من از امتداد گرفتم و مستقيماً هم به اونجا لينك كردم